بخش

باب هشتم در شکر بر عافیت سعدی

این بخش از «بوستان» سعدی است و ۱۵ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۱۵).

مورد منتشرشده
۱۵

ترتیب: صعودی · نزولی

اشعار (۱۵ مورد)

  1. ۱بخش ۱ - سرآغازنفس می‌نیارم زد از شکر دوستکه شکری ندانم که در خورد اوستخواندن شعر ‹
  2. ۲بخش ۲ - حکایتجوانی سر از رای مادر بتافتدل دردمندش به آذر بتافتخواندن شعر ‹
  3. ۳بخش ۳ - گفتار اندر صنع باری عز اسمه در ترکیب خلقت انسانببین تا یک انگشت از چند بندبه صنع الهی به هم در فگندخواندن شعر ‹
  4. ۴بخش ۴ - حکایت اندر معنی شکر منعمملک زاده‌ای ز اسب ادهم فتادبه گردن درش مهره بر هم فتادخواندن شعر ‹
  5. ۵بخش ۵ - گفتار اندر گزاردن شکر نعمت‌هاشب از بهر آسایش توست و روزمه روشن و مهر گیتی‌فروزخواندن شعر ‹
  6. ۶بخش ۶ - گفتار اندر بخشایش بر ناتوانان و شکر نعمت حق در توانایینداند کسی قدر روز خوشیمگر روزی افتد به سختی کشیخواندن شعر ‹
  7. ۷بخش ۷ - حکایت سلطان طغرل و هندوی پاسبانشنیدم که طغرل شبی در خزانگذر کرد بر هندوی پاسبانخواندن شعر ‹
  8. ۸بخش ۸ - حکایتیکی را عسس دست بر بسته بودهمه شب پریشان و دلخسته بودخواندن شعر ‹
  9. ۹بخش ۹ - حکایتبرهنه تنی یک درم وام کردتن خویش را کسوتی خام کردخواندن شعر ‹
  10. ۱۰بخش ۱۰ - حکایتیکی کرد بر پارسایی گذربه صورت جهود آمدش در نظرخواندن شعر ‹
  11. ۱۱بخش ۱۱ - حکایتز ره باز پس مانده‌ای می‌گریستکه مسکین تر از من در این دشت کیست؟خواندن شعر ‹
  12. ۱۲بخش ۱۲ - حکایتفقیهی بر افتاده مستی گذشتبه مستوری خویش مغرور گشتخواندن شعر ‹
  13. ۱۳بخش ۱۳ - نظر در اسباب وجود عالمسرشته‌ست بارئ شفا در عسلنه چندان که زور آورد با اجلخواندن شعر ‹
  14. ۱۴بخش ۱۴ - در سابقهٔ حکم ازل و توفیق خیرنخست او ارادت به دل در نهادپس این بنده بر آستان سر نهادخواندن شعر ‹
  15. ۱۵بخش ۱۵ - حکایت سفر هندوستان و ضلالت بت پرستانبتی دیدم از عاج در سومناتمرصع چو در جاهلیت مناتخواندن شعر ‹