باب هشتم در شکر بر عافیتبخش ۹ - حکایت سعدیشاعرسعدیمجموعهباب هشتم در شکر بر عافیتقالبمثنویوزنفعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعرنمای کتابیکارت تصویریبرهنه تنی یک درم وام کردتن خویش را کسوتی خام کرد۱بنالید کای طالع بدلگامبه گرما بپختم در این زیر خام۲چو ناپخته آمد ز سختی به جوشیکی گفتش از چاه زندان: «خموش!»۳به جای آور، ای خام، شکر خدایکه چون ما نهای خام بر دست و پای۴