بخش

باب ششم در قناعت سعدی

این بخش از «بوستان» سعدی است و ۱۵ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۱۵).

مورد منتشرشده
۱۵

ترتیب: صعودی · نزولی

اشعار (۱۵ مورد)

  1. ۱بخش ۱ - سر آغازخدا را ندانست و طاعت نکردکه بر بخت و روزی قناعت نکردخواندن شعر ‹
  2. ۲بخش ۲ - حکایتمرا حاجیی شانهٔ عاج دادکه رحمت بر اخلاق حجاج بادخواندن شعر ‹
  3. ۳بخش ۳ - حکایتیکی پر طمع پیش خوارزمشاهشنیدم که شد بامدادی پگاهخواندن شعر ‹
  4. ۴بخش ۴ - حکایتیکی را تب آمد ز صاحبدلانکسی گفت شِکَّر بخواه از فلانخواندن شعر ‹
  5. ۵بخش ۵ - حکایت در مذلت بسیار خوردنچه آوردم از بصره دانی عجبحدیثی که شیرین تر است از رطبخواندن شعر ‹
  6. ۶بخش ۶ - حکایتشکم صوفیی را زبون کرد و فرجدو دینار بر هر دوان کرد خرجخواندن شعر ‹
  7. ۷بخش ۷ - حکایت در عزت قناعتیکی نیشکر داشت بر طَبقَریچپ و راست گردیده بر مشتریخواندن شعر ‹
  8. ۸بخش ۸ - حکایتیکی را ز مردان روشن ضمیرامیر ختن داد طاقی حریرخواندن شعر ‹
  9. ۹بخش ۹ - حکایتیکی نان‌خورش جز پیازی نداشتچو دیگر کسان برگ و سازی نداشتخواندن شعر ‹
  10. ۱۰بخش ۱۰ - حکایتیکی گربه در خانهٔ زال بودکه برگشته ایام و بدحال بودخواندن شعر ‹
  11. ۱۱بخش ۱۱ - حکایت مرد کوته نظر و زن عالی همتیکی طفل دندان برآورده بودپدر سر به فکرت فرو برده بودخواندن شعر ‹
  12. ۱۲بخش ۱۲ - حکایتشنیدم که صاحبدلی نیکمردیکی خانه بر قامت خویش کردخواندن شعر ‹
  13. ۱۳بخش ۱۳ - حکایتیکی سلطنت ران صاحب شکوهفرو خواست رفت آفتابش به کوهخواندن شعر ‹
  14. ۱۴بخش ۱۴ - گفتار در صبر بر ناتوانی به امید بهیکمال است در نفس مرد کریمگرش زر نباشد چه نقصان و بیم؟خواندن شعر ‹
  15. ۱۵بخش ۱۵ - حکایت در معنی آسانی پس از دشواریشنیدم ز پیران شیرین سخنکه بود اندر این شهر پیری کهنخواندن شعر ‹