کمال است در نفس مرد کریم
گرش زر نباشد چه نقصان و بیم؟
۱مپندار اگر سفله قارون شود
که طبع لئیمش دگرگون شود
۲وگر درنیابد کرمپیشه، نان
نهادش توانگر بود همچنان
۳مروت زمین است و سرمایه زرع
بده کاصل خالی نماند ز فرع
۴خدایی که از خاک مردم کند
عجب باشد ار مردمی گم کند
۵ز نعمت نهادن بلندی مجوی
که ناخوش کند آب استاده بوی
۶به بخشندگی کوش کآب روان
به سیلش مدد میرسد ز آسمان
۷گر از جاه و دولت بیفتد لئیم
دگر باره نادر شود مستقیم
۸وگر قیمتی گوهری غم مدار
که ضایع نگرداندت روزگار
۹کلوخ ار چه افتاده بینی به راه
نبینی که در وی کند کس نگاه
۱۰و گر خردهٔ زر ز دندانْ گاز
بیفتد، به شمعش بجویند باز
۱۱به در میکنند آبگینه ز سنگ
کجا ماند آیینه در زیر زنگ؟
۱۲هنر باید و فضل و دین و کمال
که گاه آید و گه رود جاه و مال
۱۳