بزارید وقتی زنی پیش شوی
که دیگر مخر نان ز بقال کوی
۱به بازار گندمفروشان گرای
که این جوفروشیست گندمنمای
۲نه از مشتری، کز زحام مگس
به یک هفته رویش ندیدهست کس
۳بهدلداری آن مرد صاحبنیاز
به زن گفت کای روشنایی بساز
۴به امید ما کلبه اینجا گرفت
نه مردی بوَد نفع از او وا گرفت
۵ره نیکمردانِ آزاده گیر
چو استادهای دست افتاده گیر
۶ببخشای کآنان که مرد حقند
خریدار دکان بیرونقند
۷جوانمرد اگر راست خواهی ولیست
کرم پیشهٔ شاه مردان علیست
۸