شنیدم که پیری به راه حجاز
به هر خُطْوه کردی دو رکعت نماز
۱چنان گرم رو در طریق خدای
که خار مغیلان نَکَندی ز پای
۲به آخر ز وسواس خاطر پریش
پسند آمدش در نظر، کار خویش
۳به تلبیس ابلیس در چاه رفت
که نتوان از این خوبتر راه رفت
۴گرش رحمت حق نه دریافتی
غرورش سر از جاده برتافتی
۵یکی هاتف از غیبش آواز داد
که ای نیکبختِ مبارک نهاد
۶مپندار اگر طاعتی کردهای
که نُزْلی بدین حضرت آوردهای
۷به احسانی آسوده کردن دلی
به از اَلْف رکعت به هر منزلی
۸