باب چهارم در تواضع

بخش ۲ - حکایت در این معنی سعدی

شاعر
سعدی
قالب
مثنوی
وزن
فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

یکی قطره باران ز ابری چکید

خجل شد چو پهنای دریا بدید

۱

که جایی که دریاست من کیستم؟

گر او هست حقا که من نیستم

۲

چو خود را به چشم حقارت بدید

صدف در کنارش به جان پرورید

۳

سپهرش به جایی رسانید کار

که شد نامور لؤلؤ شاهوار

۴

بلندی از آن یافت کاو پست شد

در نیستی کوفت تا هست شد

۵

تواضع کند هوشمند گزین

نهد شاخ پر میوه سر بر زمین

۶

دربارهٔ سعدی

۲٬۰۱۰ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ باب چهارم در تواضع (۲۸ شعر) قرار دارد.