کیست آن فتنه که با تیر و کمان میگذرد؟
وان چه تیرست که در جوشن جان میگذرد؟
۱آن نه شخصی که جهانیست پر از لطف و کمال
عمر ضایع مکن ای دل که جهان میگذرد
۲آشکارا نپسندد دگر آن روی چو ماه
گر بداند که چه بر خلق نهان میگذرد
۳آخر ای نادرهٔ دور زمان! از سر لطف
بر ما آی زمانی که زمان میگذرد
۴صورت روی تو ای ماه دلارای چنانک
صورت حال من از شرح و بیان میگذرد
۵تا دگر باد صبایی به چمن بازآید
عمر میبینم و چون برق یمان میگذرد
۶آتشی در دل سعدی به محبت زدهای
دود آنست که وقتی به زبان میگذرد
۷