یار با ما بیوفایی میکند
بیگناه، از من جدایی میکند
۱شمع جانم را بکشت آن بیوفا
جای دیگر روشنایی میکند
۲میکند با خویش خود بیگانگی
با غریبان آشنایی میکند
۳جوفروش است آن نگار سنگدل
با من او گندمنمایی میکند
۴یار من اوباش و قلاش است و رند
بر من او خود پارسایی میکند
۵ای مسلمانان به فریادم رسید
کآن فلانی بیوفایی میکند
۶کشتی عمرم شکسته است از غمش
از من مسکین جدایی میکند
۷آنچه با من میکند اندر زمان
آفت دور سمایی میکند
۸سعدی شیرینسخن در راه عشق
از لبش بوسی گدایی میکند
۹