ای به خلق از جهانیان ممتاز
چشم خلقی به روی خوب تو باز
۱لازم است آن که دارد این همه لطف
که تحمل کنندش این همه ناز
۲ای به عشق درخت بالایت
مرغ جان رمیده در پرواز
۳آن نه صاحب نظر بود که کند
از چنین روی در به روی فراز
۴بخورم گر ز دست توست نبید
نکنم گر خلاف توست نماز
۵گر بگریم چو شمع معذورم
کس نگوید در آتشم مگداز
۶مینگفتم سخن در آتش عشق
تا نگفت آب دیده غماز
۷آب و آتش خلاف یک دگرند
نشنیدیم عشق و صبر انباز
۸هر که دیدار دوست میطلبد
دوستی را حقیقت است و مجاز
۹آرزومند کعبه را شرط است
که تحمل کند نشیب و فراز
۱۰سعدیا زنده عاشقی باشد
که بمیرد بر آستان نیاز
۱۱