بیا که در غم عشقت مشوشم بیتو
بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بیتو
۱شب از فراق تو مینالم، ای پریرخسار!
چو روز گردد گویی در آتشم بیتو
۲دمی تو شربت وصلم ندادهای، جانا!
همیشه زهر فراقت همی چِشَم بیتو
۳اگر تو با منِ مسکین چنین کنی، جانا!
دو پایم از دو جهان نیز درکشم بیتو
۴پیام دادم و گفتم «بیا خوشم میدار»
جواب دادی و گفتی که «من خوشم بیتو»
۵