ای یار جفا کردهٔ پیوند بریده
این بود وفاداری و عهد تو ندیده؟
۱در کویِ تو معروفم و از رویِ تو محروم
گرگِ دهنآلودهٔ یوسف ندریده
۲ما هیچ ندیدیم و همه شهر بگفتند
افسانهٔ مجنونِ به لیلی نرسیده
۳در خواب گزیده لب شیرین گل اندام
از خواب نباشد مگر انگشتِ گزیده
۴بس در طلبت کوشش بیفایده کردیم
چون طفلِ دوان در پی گنجشکِ پریده
۵مرغِ دلِ صاحب نظران صید نکردی
الّا به کمانمهرهٔ ابرویِ خمیده
۶میلت به چه ماند؟؛ به خرامیدنِ طاووس
غمزهت به نگه کردنِ آهویِ رمیده
۷گر پای به در مینهم از نقطه شیراز
ره نیست تو پیرامُنِ من حلقه کشیده
۸با دستِ بلورین تو پنجه نتوان کرد
رفتیم دعا گفته و دشنام شنیده
۹روی تو مبیناد دگر دیدهٔ سعدی
گر دیده به کس باز کند رویِ تو دیده
۱۰