قیمت گل برود چون تو به گلزار آیی
و آب شیرین چو تو در خنده و گفتار آیی
۱این همه جلوه طاووس و خرامیدن او
بار دیگر نکند گر تو به رفتار آیی
۲چند بار آخرت ای دل به نصیحت گفتم
دیده بردوز نباید که گرفتار آیی
۳مه چنین خوب نباشد تو مگر خورشیدی
دل چنین سخت نباشد تو مگر خارایی
۴گر تو صد بار بیایی به سر کشته عشق
چشم باشد مترصد که دگربار آیی
۵سپر از تیغ تو در روی کشیدن نهی است
من خصومت نکنم گر تو به پیکار آیی
۶کس نماند که به دیدار تو واله نشود
چون تو لعبت ز پس پرده پدیدار آیی
۷دیگر ای باد حدیث گل و سنبل نکنی
گر بر آن سنبل زلف و گل رخسار آیی
۸دوست دارم که کست دوست ندارد جز من
حیف باشد که تو در خاطر اغیار آیی
۹سعدیا دختر انفاس تو بس دل ببرد
به چنین صورت و معنی که تو میآرایی
۱۰