غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۷ سعدی

شاعر
سعدی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ندانم از من خسته‌جگر چه می‌خواهی؟

دلم به غمزه ربودی، دگر چه می‌خواهی؟

۱

اگر تو بر دلِ آشفتگان ببخشایی

ز روزگارِ من آشفته‌تر چه می‌خواهی؟

۲

به هرزه عمرِ من اندر سرِ هوای تو شد

جفا ز حد بگذشت ای پسر! چه می‌خواهی؟

۳

ز دیده و سرِ من آن چه اختیارِ تو است

به دیده هر چه تو گویی، به سر چه می‌خواهی؟

۴

شنیده‌ام که تو را التماسِ شعرِ رهی‌ست

تو کآن شهد و نباتی، شکر چه می‌خواهی؟

۵

به عمری از رخِ خوبِ تو برده‌ام نظری

کنون غرامتِ آن یک نظر چه می‌خواهی؟

۶

دریغ نیست ز تو هر چه هست سعدی را

وی آن کند که تو گویی، دگر چه می‌خواهی؟

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: چه می‌خواهیقافیه: ـر۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است
  • ردیف بلند (سه واژه یا بیشتر)

پایان مصرع‌ها

  1. می‌خواهیمی‌خواهی
  2. ببخشاییمی‌خواهی
  3. شدمی‌خواهی
  4. استمی‌خواهی
  5. رهی‌ستمی‌خواهی
  6. نظریمی‌خواهی
  7. رامی‌خواهی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ سعدی

۲٬۰۱۰ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶۳۷ شعر) قرار دارد.