بخش

باب اول در سیرت پادشاهان سعدی

این بخش از «گلستان» سعدی است و ۴۱ مورد منتشرشده دارد.

مورد منتشرشده
۴۱
صفحه
۳

ترتیب: صعودی · نزولی

اشعار (۴۱ مورد · نمایش ۳۳ تا ۴۱)

  1. ۳۳حکایت شمارهٔ ۳۳یکی از وزرا به زیردستان رحم کردی و صلاحِ ایشان را به خیر توسّط نمودی.خواندن شعر ‹
  2. ۳۴حکایت شمارهٔ ۳۴یکی از پسرانِ هارون‌الرَّشید پیش پدر آمد خشم‌آلود که فلان سرهنگ‌زاده مرا دشنامِ مادر داد.خواندن شعر ‹
  3. ۳۵حکایت شمارهٔ ۳۵با طایفهٔ بزرگان به کشتی‌در، نشسته بودم.خواندن شعر ‹
  4. ۳۶حکایت شمارهٔ ۳۶دو برادر یکی خدمت سلطان کردی و دیگر به زورِ بازو نان خوردی.خواندن شعر ‹
  5. ۳۷حکایت شمارهٔ ۳۷کسی مژده پیش انوشیروانِ عادل آورد. گفت: شنیدم که فلان دشمنِ تو را خدای ،عَزَّ وَ جَلَّ، برداشت.خواندن شعر ‹
  6. ۳۸حکایت شمارهٔ ۳۸گروهی حکما به حضرتِ کسریٰ در، به مصلحتی سخن همی‌ گفتند و بزرگمهر که مهترِ ایشان بود خاموش.خواندن شعر ‹
  7. ۳۹حکایت شمارهٔ ۳۹هارون‌الرشید را چون مُلکِ دیارِ مصر مسلم شد گفت: به خلافِ آن طاغی که به غرورِ مُلکِ مصر دعویِ خدایی کرد، نبخشم این مملکت را مگر به…خواندن شعر ‹
  8. ۴۰حکایت شمارهٔ ۴۰یکی را از مُلوک، کنیزکی چینی آوردند. خواست تا در حالتِ مستی با وی جمع آید. کنیزک ممانعت کرد. مَلِک در خشم رفت و مر او را به سیاهی بخشید که…خواندن شعر ‹
  9. ۴۱حکایت شمارهٔ ۴۱اسکندرِ رومی را پرسیدند: «دیارِ مشرق و مغرب به چه گرفتی؟ که ملوک پیشین را خَزاین و عمر و مُلک و لشکر بیش از این بوده است ایشان را چنین فتحی…خواندن شعر ‹