خوشا سپیدهدمی باشد آنکه بینم باز
رسیده بر سرِ الله اکبرِ شیراز
۱بدیده بار دگر آن بهشت روی زمین
که بار ایمنی آرد نه جور قحط و نیاز
۲نه لایق ظلماتست بالله این اقلیم
که تختگاه سلیمان بُدَست و حضرت راز
۳هزار پیر و ولی بیش باشد اندر وی
که کعبه بر سر ایشان همی کند پرواز
۴به ذکر و فکر و عبادت به روح شیخ کبیر
به حق روزبهان و به حق پنج نماز
۵که گوش دار تو این شهر نیکمردان را
ز دست ظالم بد دین و کافر غَمّاز
۶به حق کعبه و آن کس که کرد کعبه بنا
که دار مردم شیراز در تجمل و ناز
۷هر آن کسی که کند قصد قبةالاسلام
بریده باد سرش همچو زر و نقره به گاز
۸که سعدی از حق شیراز روز و شب میگفت
که شهرها همه بازند و شهر ما شهباز
۹