خوشتر از دوران عشق ایام نیست
بامداد عاشقان را شام نیست
۱مطربان رفتند و صوفی در سماع
عشق را آغاز هست انجام نیست
۲کام هر جویندهای را آخریست
عارفان را منتهای کام نیست
۳از هزاران در یکی گیرد سماع
زآن که هر کس محرم پیغام نیست
۴آشنایان ره بدین معنی برند
در سرای خاص، بار عام نیست
۵تا نسوزد برنیاید بوی عود
پخته داند کاین سخن با خام نیست
۶هر کسی را نام معشوقی که هست
میبرد، معشوق ما را نام نیست
۷سرو را با جمله زیبایی که هست
پیش اندام تو هیچ اندام نیست
۸مستی از من پرس و شور عاشقی
و آن کجا داند که درد آشام نیست
۹باد صبح و خاک شیراز آتشیست
هر که را در وی گرفت آرام نیست
۱۰خواب بی هنگامت از ره میبرد
ور نه بانگ صبح بی هنگام نیست
۱۱سعدیا چون بت شکستی خود مباش
خود پرستی کمتر از اصنام نیست
۱۲