غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸ سعدی

شاعر
سعدی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

وقت آن است که ضعف آید و نیرو برود

قدرت از منطق شیرین سخنگو برود

۱

ناگهی باد خزان آید و این رونق و آب

که تو می‌بینی از این گلبن خوشبو برود

۲

پایم از قُوّت رفتار فرو خواهد ماند

خنک آن کس که حذر گیرد و نیکو برود

۳

تا به روزی که به جوی شده باز آید آب

یعلم‌الله که اگر گریه کنم جو برود

۴

من و فردوس بدین نقد بضاعت که مراست

اهرمن را که گذارد که به مینو برود؟

۵

سعیم این است که در آتش اندیشه چو عود

خویشتن سوخته‌ام تا به جهان بو برود

۶

همه سرمایهٔ سعدی سخن شیرین بود

وین از او ماند؛ ندانم که چه با او برود

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: برودقافیه: ـو۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. برودبرود
  2. آببرود
  3. ماندبرود
  4. آببرود
  5. مراستبرود
  6. عودبرود
  7. بودبرود

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ سعدی

۲٬۰۱۰ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶۵ شعر) قرار دارد.