ای یار ناگزیر که دل در هوای توست
جان نیز اگر قبول کنی هم برای توست
۱غوغای عارفان و تمنای عاشقان
حرص بهشت نیست که شوق لقای توست
۲گر تاج میدهی غرض ما قبول تو
ور تیغ میزنی طلب ما رضای توست
۳گر بنده مینوازی و گر بنده میکشی
زجر و نواخت هر چه کنی رای رای توست
۴گر در کمند کافر و گر در دهان شیر
شادی به روزگار کسی کآشنای توست
۵هر جا که روی زندهدلی بر زمین تو
هر جا که دست غمزدهای بر دعای توست
۶تنها نه من به قید تو درماندهام اسیر
کز هر طرف شکستهدلی مبتلای توست
۷قومی هوای نعمت دنیا همی پزند
قومی هوای عُقْبیٰ و ما را هوای توست
۸قوت روان شیفتگان التفات تو
آرام جان زندهدلان مرحبای توست
۹گر ما مقصریم تو بسیار رحمتی
عذری که میرود به امید وفای توست
۱۰شاید که در حساب نیاید گناه ما
آنجا که فضل و رحمت بیمنتهای توست
۱۱کس را بقای دائم و عهد مقیم نیست
جاوید پادشاهی و دائم بقای توست
۱۲هر جا که پادشاهی و صدری و سروری
موقوف آستان در کبریای توست
۱۳سعدی ثنای تو نتواند به شرح گفت
خاموشی از ثنای تو حد ثنای توست
۱۴