به هیچ باغ نبود آن درخت مانندش
که تندباد اجل بیدریغ برکندش
۱به دوستی جهان بر که اعتماد کند؟
که شوخ دیده نظر با کسیست هر چندش
۲به لطف خویش خدایا روان او خوش دار
بدان حیات بکن زین حیات خرسندش
۳نمرد سعد ابوبکر سعد بن زنگی
که هست سایهٔ امیدوار فرزندش
۴گر آفتاب بشد سایه همچنان باقیست
بقای اهل حرم باد و خویش و پیوندش
۵همیشه سبز و جوان باد در حدیقهٔ ملک
درخت دولت بیخآور برومندش
۶یکی دعای تو گفتم یکی دعای عدوت
بگویم آن را گر نیک نیست مپسندش
۷هر آنکه پای خلاف تو در رکیب آورد
به خانه باز رود اسب بیخداوندش
۸