ریشه ما در زمین خاکساری محکم است
گلبن امید ما در چار موسم خرم است
۱دامن محشر به فریاد سرشک ما رسد
آستین تنگ میدان، گریه ما را کم است
۲چشم جود از روشنان عالم بالا مدار
دیده خورشید، محتاج سرشک شبنم است
۳کاسه همسایه پا دارد، به ما جامی بده
دور شاید بر مراد ما بگردد، عالم است
۴به که در جیب نمد آیینه را پنهان کنیم
عالم از جهل مرکب یک سواد اعظم است
۵استقامت از مزاج آفرینش رفته است
بیشتر رد و قبول اهل عالم توأم است
۶در به روی صورت دیوار نگشاییم ما
هر که دارد حسن معنی در دل ما محرم است
۷از بیاض گردن او، فرد بیرون کرده ای است
فرد خورشیدی که سر لوح کتاب عالم است
۸من که صائب پاک گوهرتر ز تیغ افتاده ام
رشته کارم چرا چون زلف جوهر درهم است؟
۹