حسن عالمسوز ماه من دو بالای گل است
کج نگه کردن به دستارش چه یارای گل است؟
۱گلفروش باغ، ناز باغبانان می کشد
لاله چین دشت ایمن را چه پروای گل است؟
۲بیغمی بنگر که با این داغ های آتشین
چشم کافر نعمت ما را تمنای گل است
۳از سر مینای پر می پنبه بردارید زود
شعله را بر گوشه دستارکی جان گل است؟
۴هر که دارد شیشه ای خود را به گلشن کی کشد؟
وعده گاه دختر رز باز در پای گل است
۵شوخ چشمی بین که با خصمی چو خورشید بلند
شبنم گستاخ ما محو تماشای گل است
۶