غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بی کسی کِی خوار سازد زادهٔ اقبال را؟

شهپر سیمرغ می‌گردد مگس‌ران زال را

۱

با تهی چشمان چه سازد نعمتِ روی زمین؟

سیری از خرمن نباشد دیدهٔ غربال را

۲

می‌توانی در دو عالم نوبتِ شاهی زدن

صرف در تسخیرِ دل‌ها گر کنی اقبال را

۳

گفتگوی خامشان را ترجمان در کار نیست

لال می‌فهمد به آسانی زبانِ لال را

۴

پیچ و تابِ عشق را از دل‌ زدودن مشکل است

کِی به افشاندن توان بی‌نقش کردن بال را؟

۵

می‌توان زافتادگی بردن به ساقِ عرش راه

دولتِ پابوس، روزی می‌شود خلخال را

۶

مار از نزدیکیِ گنج، اژدهایی می‌شود

از برای جاه می‌جویند مردم مال را

۷

ساده‌لوحانی که محوِ حسنِ بی‌رنگی شدند

ابجدِ مشقِ جنون دانند خط و خال را

۸

ساغرِ ناکامی از خود آب برمی‌آورد

تشنگی سیراب می‌سازد گُلِ تبخال را

۹

می‌شود ناطق کمربند از میانِ نازکت

ساقِ سیمینِ تو خامش می‌کند خلخال را

۱۰

رنجِ باریکِ تو صائب از دلِ پرآرزوست

دور کن این عنکبوتِ رشتهٔ آمال را

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: راقافیه: ـال۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. رارا
  2. زمینرا
  3. زدنرا
  4. نیسترا
  5. استرا
  6. راهرا
  7. می‌شودرا
  8. شدندرا
  9. برمی‌آوردرا
  10. نازکترا
  11. پرآرزوسترا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.