غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۱ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

دامنِ دریایِ خونخوارست بالین سیل را

در کنارِ بحر باشد خوابِ سنگین سیل را

۱

بی‌قرارِ عشق را جز در وصال آرام نیست

می‌کند آمیزشِ دریا به تمکین سیل را

۲

راهرو را بالِ پروازست سختی‌های دهر

کوهساران می‌شود سنگِ فسان این سیل را

۳

عشق می‌داند چه باید کرد با آسودگان

نیست حاجت در خرابی‌ها به تلقین سیل را

۴

نعمتِ الوان نگردد سدِّ راهِ زندگی

کِی حنایِ پا شود این خاکِ رنگین سیل را

۵

مشتِ خاکی کز عمارت تنگ گردد مَشربش

جادهد بر سینهٔ خود همچو شاهین سیل را

۶

شوق را افسرده سازد صحبتِ افسردگان

می‌کند این خاک‌های مرده سنگین سیل را

۷

عمرِ مستعجل ز عاجز‌نالیِ ما فارغ است

خار نتواند گرفتن دامن‌ِ این سیل را

۸

می‌رساند شوقِ در دل سالکان را باغ ها

در گریبان از کفِ خویش است نسرین سیل را

۹

بردباری و تواضع عمر می‌سازد دراز

هر پلی دارد به یادِ خویش چندین سیل را

۱۰

مُلکِ ویرانِ مرا برگ و نوای شُکر نیست

ورنه هست از هر حبابی چشمِ تحسین سیل را

۱۱

گریهٔ بی‌طاقتان آخر به جایی می‌رسد

می‌دهد صائب وصالِ بحرِ تسکین سیل را

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: سیل راقافیه: ـین۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«سیل را» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. رارا
  2. نیسترا
  3. دهررا
  4. آسودگانرا
  5. زندگیرا
  6. مشربشرا
  7. افسردگانرا
  8. استرا
  9. هارا
  10. درازرا
  11. نیسترا
  12. می‌رسدرا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.