غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۲۵ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

تا به فکر گوشوار آن سیمبر افتاده است

پیچ و تاب رشته در جان گهر افتاده است

۱

رشته سر در گم جان را به دست آورده است

دیده هر کس بر آن موی کمر افتاده است

۲

هست چون تسبیح در هر رشته اش صددل گره

بس که در زلف تو دل بر یکدگر افتاده است

۳

گرچه پیش افتاده در ظاهر، ولی رو بر قفاست

راه پیمایی که پیش از راهبر افتاده است

۴

پرده خوابش کند در چشم کار بادبان

هر که را بر ساحل از دریا نظر افتاده است

۵

می کشم چون بید مجنون خجلت از بی حاصلی

من که پیش از سایه بر خاکم ثمر افتاده است

۶

کشتی مغرور من از منت خشک کنار

در کمند وحدت از موج خطر افتاده است

۷

گوهر شهوار می آید به غواصی به دست

پا به دامن چون کشم، کارم به سر افتاده است

۸

برق عالمسوز باشد لازم ابر سیاه

آتشم در خرمن از دامان تر افتاده است

۹

همچنان غافل ز مرگم، گرچه از موی سفید

در رگ جان رعشه چون شمع سحر افتاده است

۱۰

گرچه باشد در ضمیر خاک صائب مسکنش

از قناعت مور در تنگ شکر افتاده است

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: افتاده استقافیه: ـر۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. استاست
  3. گرهاست
  4. قفاستاست
  5. بادباناست
  6. حاصلیاست
  7. کناراست
  8. دستاست
  9. سیاهاست
  10. سفیداست
  11. مسکنشاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.