غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۷۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

شوکت حسن تو بلبل را زبان پیچیده است

حیرت سرو تو دست باغبان پیچیده است

۱

در لب پیمانه پر می نمی گنجد صدا

در دل پر خون عاشق چون فغان پیچیده است؟

۲

داغ، دست الفت از دامان برگ لاله داشت

در سر ما دود سودا همچنان پیچیده است

۳

حسن معشوق حقیقی نیست در بند نقاب

دست مژگان ترا خواب گران پیچیده است

۴

چون سرشک عاشقان منزل نمی داند که چیست

جذبه شوق که در ریگ روان پیچیده است؟

۵

نارسایی در کمند پیچ و تاب عقل نیست

مصرع زنجیر ما سوداییان پیچیده است

۶

لاله رخساری که ما را غوطه در خون داده است

غنچه از دلبستگان یک زبان پیچیده است

۷

دشمن از ما چون هراسد، صید از ما چون رمد؟

ناوک تدبیر ما بیش از کمان پیچیده است

۸

سر به صحرا داد حشر آسودگان خاک را

فکر او در کنج ما را همچنان پیچیده است

۹

بی تأمل مگذر از مکتوب ما صائب که شوق

در دل هر نقطه ای صد داستان پیچیده است

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: پیچیده استقافیه: ـان۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«پیچیده است» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. صدااست
  3. داشتاست
  4. نقاباست
  5. چیستاست
  6. نیستاست
  7. استاست
  8. رمداست
  9. رااست
  10. شوقاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.