گردش گردون به چشمم گردش پیمانه است
عالم از کیفیت حسن تو یک میخانه است
۱گرد سرگشتن به یاد می پرستان می دهد
خط مشکینی که بر دور لب پیمانه است
۲گریه کردن را دلی می باید از گل شادتر
شاهد این حرف رنگین، گریه مستانه است
۳ذوق رسوایی مرا از خانه بیرون می کشد
سنگ طفلان کهربای مردم دیوانه است
۴عالمی را نقطه خال لبش بیهوش کرد
نقل این مجلس به صد کیفیت پیمانه است
۵بالش بخت مرا ریحان تر در کار نست
خواب مخمل بی نیاز از منت افسانه است
۶صائب از من چند پرسی آشنای کیستی؟
آشنارویی که دارم معنی بیگانه است
۷