عشق خالص را تلاش دیدن محبوب نیست
چون شود درد طلب کامل، کم از مطلوب نیست
۱بوی پیراهن ز مصر آمد به کنعان سینهچاک
عصمت یوسف حریف جذبهٔ یعقوب نیست
۲می کند گوینده را دشنام اول کام تلخ
هر که تندی می کند با خلق با خود خوب نیست
۳با همه زشتی ز دنیا چشم بستن مشکل است
هیچ مکروه اینقَدَر در دیدهها مرغوب نیست
۴از شجاعت نیست آلودن به خون حیض تیغ
هر که از نامرد رو گردان شود مغلوب نیست
۵چون دو دل در آشنایی صاف چون آیینه شد
پردهٔ بیگانگی جز نامه و مکتوب نیست
۶آه گرد کلفت از دل می برد عشاق را
جز پروبال پری ویرانه را جاروب نیست
۷ترک هستی کن که در دیوان آنجان جهان
هیچ خدمت، تا ز هستی نگذری، محسوب نیست
۸بیخرد را مایهٔ آزار گردد برگ عیش
از گلستان قسمت دیوانه غیر از چوب نیست
۹حور در آیینهٔ تاریک زنگی میشود
هیچ کس در دیدهٔ روشندلان معیوب نیست
۱۰با گرانجانان عالم تازه رو بر می خوریم
صبر ما در پلهٔ خود کمتر از ایوب نیست
۱۱سرو صائب از دم سرد خزان آسوده است
مردم آزاده را پروایی از آشوب نیست
۱۲