غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۹۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

خط گل روی عرقناک ترا در بر گرفت

روی این دریای گوهرخیز را عنبر گرفت

۱

تا چه با پروانه بی دست و پای ما کند

آتشین رویی کز او بال سمندر در گرفت

۲

تا زمین شد جلوه گاه قامت او، آفتاب

خاک را از چهره زرین خود در زر گرفت

۳

دست و پا گم می کند از دور باش ناز او

من که از جرأت توانم دامن محشر گرفت

۴

عشرت روی زمین را برد با خود زیر خاک

از سر کوی تو خشتی هر که زیر سر گرفت

۵

از تن خاکی اثر نگذاشت جان بی قرار

باده پر زور ما خشت از سر خم بر گرفت

۶

می گدازد دولت دنیا دل آگاه را

در رگ جان شمع را آتش ز تاج زر گرفت

۷

گرچه شیرین است کام عالم از گفتار من

از دهان مور می باید مرا شکر گرفت

۸

چشم همراهی مدار از کس، که در روز سیاه

خضر نتواند به آبی دست اسکندر گرفت

۹

نیست مردان را ز مهر مادر گیتی نصیب

زال را از بی کسی سیمرغ زیر پر گرفت

۱۰

داد بر باد فنا صائب چو گل اوراق ما

بعد ایامی که چرخ از خاک ما را بر گرفت

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: گرفتقافیه: ـر۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. گرفتگرفت
  2. کندگرفت
  3. آفتابگرفت
  4. اوگرفت
  5. خاکگرفت
  6. قرارگرفت
  7. راگرفت
  8. منگرفت
  9. سیاهگرفت
  10. نصیبگرفت
  11. ماگرفت

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.