غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۱۷ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قد موزون تو روزی که به جولان برخاست

هر که را بود دلی، از سر ایمان برخاست

۱

خار خار دلم از سینه نمایان گردید

بخیه تنگ رفویم ز گریبان برخاست

۲

شرم عشق است که پامال نگردد هرگز

لاله افکنده سر از خاک شهیدان برخاست

۳

که دگر ز اهل کرم رحم به محتاج کند؟

ابر با دیده خشک از لب عمان برخاست

۴

بر دل غنچه اگر خورد نسیمی گستاخ

شور محشر به دل بیضه ز مرغان برخاست

۵

همت آبله پای طلب را نازم!

که به مشاطگی خار مغیلان برخاست

۶

زد همان روز که با غنچه محجوب تو لاف

قفل شرم از دهن پسته خندان برخاست

۷

همدمی سیر مقامات نفرمود او را

نی ما تا به چه طالع ز نیستان برخاست

۸

بگسل از اهل کرم تا شودت پایه بلند

صدف از خاک به یک ریزش نیسان برخاست

۹

قالبی نیست سخن سنجی ما چون طوطی

بلبل ما ز دل بیضه غزلخوان برخاست

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: برخاستقافیه: ـان۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«برخاست» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. برخاستبرخاست
  2. گردیدبرخاست
  3. هرگزبرخاست
  4. کندبرخاست
  5. گستاخبرخاست
  6. نازمبرخاست
  7. لافبرخاست
  8. رابرخاست
  9. بلندبرخاست
  10. طوطیبرخاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.