غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۹۶ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

لب خاموش نمودار دل پر سخن است

جبهه بی گره آیینه خلق حسن است

۱

چون خدنگی که کند دست در آغوش کمان

به میان رفتن من بهر کنار آمدن است

۲

وادی عشق نگردد به گرانجانی قطع

قدم اول این راه سفر در وطن است

۳

مانع وحدت عارف نشود کثرت خلق

بیشتر خلوت این طایفه در انجمن است

۴

باده در ساغر من خون جگر می گردد

خاک پیمانه من از گل بیت الحزن است

۵

سرمه از فیض سفر مایه بینش گردید

صیقل تیرگی بخت جلای وطن است

۶

لب افسوس مرا زخم پشیمانی نیست

دست بر هم زدن من مژه بر هم زدن است

۷

پنبه از گوش برون کن که بناگوش سفید

دم صبحی است که صبح دوم آن کفن است

۸

جز خراش جگر و چهره خونین صائب

دیگر از نام چه در دست عقیق یمن است؟

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: استقافیه: ـن۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. کماناست
  3. قطعاست
  4. خلقاست
  5. گردداست
  6. گردیداست
  7. نیستاست
  8. سفیداست
  9. صائباست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.