شور شیرین سخنان در به هم آمیختن است
سرمه ناله زنجیر ز هم ریختن است
۱امتحان کردن شمشیر به این خاک نهاد
جرعه اول مینا به زمین ریختن است
۲ساختن غالیه آلود سر زلف ترا
مشک را با جگر سوخته آمیختن است
۳مژه ها را به هم افکنده ز شوخی چشمش
مست را کار همین فتنه برانگیختن است
۴دل به تار نفس سست مبند از غفلت
که بر هر دم زدن آماده بگسیختن است
۵بر سر داغ کهن، داغ نهادن صائب
گل ز بسیاری گل بر سر هم ریختن است
۶