بند و زندان گرامی گهران از جاه است
یوسف ما به عزیزی چو رسد در چاه است
۱راستان از سخن خویش نگردند به تیغ
شمع تا کشته شدن با همه کس همراه است
۲هر قدر جامه او بر قد سروست دراز
جامه سرو سهی بر قد او کوتاه است
۳به چه امید کسی از وطن آید بیرون؟
منزل اول یوسف چو درین ره چاه است
۴خال شبرنگ بر آن گوشه ابرو صائب
عارفان را به نظر نقطه بسم الله است
۵