در کف هر که بود ساغر می، خاتم ازوست
هر که در عالم آب است همه عالم ازوست
۱هر که پوشید نظر، گوهر بینایی یافت
هر که پرداخت دل از وسوسه جام جم ازوست
۲هوس تخت سلیمان گرهی بر بادست
هر که در حلقه انصاف بود خاتم ازوست
۳دم جان بخش همین قسمت روح الله نیست
هر که لب از سخن بیهده بندد دم ازوست
۴به من کار فرو بسته کجا پردازد؟
آن که پیشانی گل در گره شبنم ازوست
۵دم همت ز لب خامش پیمانه طلب
که درین عهد گلستان کرم را نم ازوست
۶به جز از خامه صائب نتوان داد نشان
رگ ابری که همه روی زمین خرم ازوست
۷