به دل چو کوه، گران گرچه این کهن دیرست
غنیمت است که سیلاب ما سبکسیرست
۱دلی که بال و پر همتش نریخته است
اگرچه در ته خاک است، آسمان سیرست
۲مرا به میکده عزم شکست توبه رساند
رسد به نیت خود هر که نیتش خیرست
۳ز نقش خود نتواند گذشت کوته بین
اگر به کعبه رود بت پرست، در دیرست
۴به خود نیامدن اهل عشق تنبیهی است
که آشنایی خود، آشنایی غیرست
۵ز قلقل بط می عارفی شود آگاه
که با خبر چو سلیمان ز منطق الطیرست
۶مدار چشم اقامت ز دولت دنیا
که سایه پر و بال هما سبکسیرست
۷جواب آن غزل است این که آذری فرمود
که ناامید مباشید، عاقبت خیرست
۸