ز خم طلوع سهیل شراب نزدیک است
ز کوه سر زدن آفتاب نزدیک است
۱شراب روشن اگر روی در زوال آورد
خوشم که سر زدن ماهتاب نزدیک است
۲به هر چه دست زنی می توان خمار شکست
زمین میکده ما به آب نزدیک است
۳ز عید روزه شود بسته گر در جنت
خوشم که میکده را فتح باب نزدیک است
۴فکنده است ترا دور منزل آرایی
وگرنه گنج به ملک خراب نزدیک است
۵ز چشم شور نباشند خوشدلان ایمن
به سنگ تفرقه بزم شراب نزدیک است
۶کشیده دار عنان ستم درین ایام
که ملک حسن ترا انقلاب نزدیک است
۷دلا کناره کن از قرب آتشین رویان
که خامسوز شود چون کباب نزدیک است
۸ز دیده بان حجاب تو بیخودی دورست
به چشم مست تو چندان که خواب نزدیک است
۹به یک نگه دل صد پاره آب می گردد
گل شکفته به وصل گلاب نزدیک است
۱۰چو نیست دست به فرمان من ز رعشه وصل
ازین چه سود که بند نقاب نزدیک است؟
۱۱فکنده است ترا دور خیره چشمیها
وگرنه وصل ز راه حجاب نزدیک است
۱۲تو روز می گذرانی، وگرنه روز حساب
به هر کسی که بود خود حساب نزدیک است
۱۳فریب جلوه دنیا مخور چو نوسفران
که پیش تشنه لبان این سراب نزدیک است
۱۴به حیرتم که چرا مردمش چنین خشکند
چنین که خاک صفاهان به آب نزدیک است
۱۵بلند پایگی آسمان ز پستی توست
به پای همت ما این رکاب نزدیک است
۱۶ز هیچ دل نبود دور حسن عالمگیر
به خانه همه کس آفتاب نزدیک است
۱۷دلی به عالم صورت نبسته ام صائب
به وا شدن گره این حباب نزدیک است
۱۸