غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۰۲ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز خود برآ که سر کوی یار نزدیک است

قرارگاه دل بیقرار نزدیک است

۱

ز غفلت تو ره کوی یار خوابیده است

وگرنه بحر به سیل بهار نزدیک است

۲

توان به نور بصیرت به اهل دل پیوست

به وصل سوخته جانان شرار نزدیک است

۳

ببر ز خویش، به سر رشته بقا پیوند

که دست شانه به زلف نگار نزدیک است

۴

دلی که سوخته داغ گلعذاران است

به صبح همچو شب نوبهار نزدیک است

۵

ز کاهلی نگذاری تو پای خود به حساب

وگرنه وعده روزِ شمار نزدیک است

۶

اگر چه چشمه خورشید از نظر دورست

به چشم شبنم شب زنده دار نزدیک است

۷

ز عاجزی به تو مشکل شده است دل کندن

وگرنه آب به این جویبار نزدیک است

۸

شده است بر تو ز هشیاری این گریوه بلند

به کبک مست، سر کوهسار نزدیک است

۹

هزار کعبه به هر گوشه دل افتاده است

اگر تو دور نیفتی شکار نزدیک است

۱۰

ز باده توبه در ایام نوجوانی کن

برآ ز بحر خطر تا کنار نزدیک است

۱۱

رسیده است ز دل بر زبان حکایت عشق

به سفتن این گهر شاهوار نزدیک است

۱۲

دماغ کار نمانده است کارفرما را

وگرنه دست و دل ما به کار نزدیک است

۱۳

ازان به قیمت می جان دهند مخموران

که رنگ می به لب لعل یار نزدیک است

۱۴

امیدها به خط تاه روی او دارم

چو توبه ای که به فصل بهار نزدیک است

۱۵

چه همچو غنچه فرو رفته ای به خود صائب؟

گرهگشایی باد بهار نزدیک است

۱۶

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نزدیک استقافیه: ـار۱۶ از ۱۶ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. استاست
  3. پیوستاست
  4. پیونداست
  5. استاست
  6. حساباست
  7. دورستاست
  8. کندناست
  9. بلنداست
  10. استاست
  11. کناست
  12. عشقاست
  13. رااست
  14. مخموراناست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.