ز رنگ آل، ظهور جلال معلوم است
جلال حسن ز روی جمال معلوم است
۱صفای روح عیان گردد از تن خاکی
قماش آب زلال از سفال معلوم است
۲گرفت هر که کم خود، رسد به اوج کمال
تمام گشتن ماه از هلال معلوم است
۳لب گشاده، به حرص است حجت ناطق
غنای فقر ز ترک سؤال معلوم است
۴ز سایه پر و بال هما که در گذرست
شتاب دولت عاشق زوال معلوم است
۵به کنه نامه توان راه بردن از عنوان
که حال سال ز تحویل سال معلوم است
۶توان به ریشه اصل از سواد پی بردن
ز سایه سرکشی آن نهال معلوم است
۷حلال، صرف محال است در حرام شود
ز خرج، دخل حرام و حلال معلوم است
۸میان تازه خیالان، چو زلف از رخسار
خیال صائب نازک خیال معلوم است
۹