بلند نام نگردد کسی که در وطن است
ز نقش ساده بود تا عقیق در یمن است
۱اگر چه دارد خسرو طلای دست افشار
تصرف دل شیرین به دست کوهکن است
۲ز مرگ، مرده دلان از طلب فرو مانند
وگرنه جامه احرام اهل دل کفن است
۳اگر ز چشم غلط بین نقاب بردارند
زلال خضر نهان در سیاهی سخن است
۴مشو به مرتبه پست از سخن قانع
که طول عمر به قدر بلندی سخن است
۵یکی است معنی اگر لفظ بی شمار بود
یکی است یوسف اگر صد هزار پیرهن است
۶یکی هزار شد از خط صفای او صائب
اگر چه سبزه بیگانه دشمن چمن است
۷