خزان بیجگران نوبهار مردان است
به تیغ غوطه زدن سبزه زار مردان است
۱جهان پر شر و شورست بحر مواجی
که لنگرش قدم پایدار مردان است
۲ز فوت کام جهان بر جگر بنه دندان
که پشت دست گزیدن نه کار مردان است
۳به سیلیی که زند روزگار، خندان باش
که سکه زر کامل عیار مردان است
۴ربودن از دهن تیغ بوسه سیراب
شعار بیجگران نیست، کار مردان است
۵به شمع عاریتی نیست خاکشان محتاج
ز سوز سینه چراغ مزار مردان است
۶اگر چه قاف به خود چیده است تمکینی
سبک چو کاه ز کوه وقار مردان است
۷ستاره ای که نلرزد به خود ز بیم زوال
چراغ دیده شب زنده دار مردان است
۸ز زخم تیغ حوادث چو بیدلان مگریز
که دل دو نیم چو شد ذوالفقار مردان است
۹در آن مقام که باید گزید دشمن را
زبان خویش گزیدن شعار مردان است
۱۰ز صید مردم اگر ناقصان نشاط کنند
شکار خلق نگشتن شکار مردان است
۱۱طلا شده است مس هر که در جهان صائب
ز پرتو نظر خوش عیار مردان است
۱۲