دروغ شیوه طبع یگانه ما نیست
شرر فشانی، کار زبانه ما نیست
۱تلاش مسند عزت برون در بگذار
صف نعال در آیینه خانه ما نیست
۲غنیمت است درین روزگار کم فرصت
که خضر مانع آب شبانه ما نیست
۳به عشق برق، الف می کشد به سینه خویش
به دست ابر خنک، چشم دانه ما نیست
۴به سینه دل صد چاک دست رد مگذار
اگر چه زلف تو محتاج شانه ما نیست
۵برو گل این زر خود در کنار آتش ریز
که خونبهای خس آشیانه ما نیست
۶به جای نقطه سویدا ز کلک می ریزد
فغان که اهل دلی در زمانه ما نیست
۷چرا کنیم سخن دلپذیر چون صائب؟
سخن پذیر دلی در زمانه ما نیست
۸