غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۹۷ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به آبداری لعل تو هیچ گوهر نیست

به این صفا، گهری در ضمیر کوثر نیست

۱

مرا به ساغری ای خضر نیک پی دریاب

که بی دلیل ز خود رفتنم میسر نیست

۲

توانگرست به یک مشت خاک، دیده فقر

دل حریص به صد گنج زر توانگر نیست

۳

شهادتی که بود دیگری وسیله آن

ز زندگانی خضر و مسیح کمتر نیست

۴

من و تردد خاطر، خدا نگه دارد!

به قلزمی که منم، موج او شناور نیست

۵

دل شکسته ما را به لطف خود بپذیر

نظر به مورچه، پای ملخ محقر نیست

۶

ببر ز خویش اگر جنت آرزو داری

که دوزخی بتر از صحبت مکرر نیست

۷

حمایت ضعفا مانع پریشانی است

وگرنه رشته سزاوار قرب گوهر نیست

۸

ز چاک دل بود امید فتح باب مرا

چو آفتاب مرا روی دل به هر در نیست

۹

شفق همین نه به خورشید کار دارد و بس

کدام لقمه این هفت خوان به خون تر نیست؟

۱۰

ترا که پای طلب بسته اند، سنگین باش

درین محیط که ماییم جای لنگر نیست

۱۱

مدار چشم مروت ز هیچ کس صائب

که خضر را غم محرومی سکندر نیست

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نیستقافیه: ـر۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. نیستنیست
  2. دریابنیست
  3. فقرنیست
  4. آننیست
  5. داردنیست
  6. بپذیرنیست
  7. دارینیست
  8. استنیست
  9. مرانیست
  10. بسنیست
  11. باشنیست
  12. صائبنیست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.