چشم خوشی که مست و خرابش شوم کجاست؟
سر خوش ز شیوه های عتابش شوم کجاست؟
۱آن برق خانه سوز که داغش شوم چه شد؟
وان سیل تندرو که خرابش شوم کجاست؟
۲لرزان ز سردسیر صباحت رسیده ام
حسن برشته ای که کبابش شوم کجاست؟
۳خمیازه چند واکند آغوش اشتیاق؟
پیمانه ای که مست و خرابش شوم کجاست؟
۴دشنام تلخ را به صد ابرام می دهد
بختی که قابل شکرابش شوم کجاست؟
۵آن طالع بلند که در بزم خیرگی
محرم به بندبند نقابش شوم کجاست؟
۶نتوان گرفت کام به بیداری از لبش
دستی که محرم رگ خوابش شوم کجاست؟
۷صد پرده از حجاب فکنده است بر عذار
چشمی که پرده سوز حجابش شوم کجاست؟
۸از همعنانیش نفس برق سوخته است
پایی که بوسه چین رکابش شوم کجاست؟
۹صائب همین بس است که خواند سگ خودم
بختی که سربلند خطابش شوم کجاست؟
۱۰