شد مدتی که خشت سر خم کتاب ماست
موج شراب، سرخی سرهای باب ماست
۱مرغابی ایم و عالم آب است جان ما
در مجلسی که باده نباشد سراب ماست
۲از بس کتاب در گرو باده کرده ایم
امروز خشت میکده ها از کتاب ماست
۳خود را به تلخ و شور برآورده ایم ما
در آب اگر بود رگ تلخی، گلاب ماست
۴هرگز کباب ما نمکی بر جگر نداشت
دایم ز بخت شور، نمک در شراب ماست
۵در زیر پای سرو، شکرخواب می زنیم
چندان که شیشه بر سر بالین خواب ماست
۶با آن که غیر باد نداریم در گره
لب تشنه تیغ موج به خون حباب ماست
۷نی می کند به ناخن دشمن شکست ما
آتش کباب کرده مرغ کباب ماست
۸در دفتر معامله ما خلاف نیست
آن روز عید ماست که روز حساب ماست
۹از پیچ و تاب زلف مگوئید پیش ما
موی میان، گداخته پیچ و تاب ماست
۱۰یک نقطه انتخاب نکرده است هیچ کس
خال بیاض گردن او انتخاب ماست
۱۱هر مصرعی که گوشه ابرو کند بلند
افسر به فرقش از رقم انتخاب ماست
۱۲چون خصم مضطرب نشود از سؤال ما؟
درمانده کوه طور به فکر جواب ماست
۱۳صائب بر آستان قناعت نشسته ایم
گردون غلام همت عالی جناب ماست
۱۴