غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۶۴ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

کی جام باده در خور کام و زبان ماست؟

خونی که می خوریم زیاد از دهان ماست

۱

خاری است غم که در دل ما ریشه کرده است

ماری است پیچ و تاب که در آشیان ماست

۲

روی فلک سیاه ز گرد گناه ما

پشت زمین به کوه ز خواب گران ماست

۳

خطی که گرد خود ز خرابی کشیده ایم

در موج خیز حادثه دارالامان ماست

۴

احوال خود به گریه ادا می کنیم ما

مژگان چو طفل بسته زبان ترجمان ماست

۵

گردون به گرد ما نرسد در سبکروی

برق آتش فسرده ای از کاروان ماست

۶

تنها نه ایم در ره دور و دراز عشق

آوارگی چو ریگ روان همعنان ماست

۷

زلفی که می کشد به کمند آفتاب را

در پیچ و خم ز جوهر تیغ زبان ماست

۸

در کلبه قناعت ما نیست چون منع

هر کس که می خورد دل خود، میهمان ماست

۹

دیوار می نهد به ره سیل تندرو

گرد کسادیی که پی کاروان ماست

۱۰

از اشک ماست پنجه خورشید در نگار

خونابه فلک ز دل خونچکان ماست

۱۱

روشن شده است آینه ما به نور عشق

خورشید خال عیب رخ دودمان ماست

۱۲

(در خون کشیده است ز غیرت بهار را

رنگ شکسته ای که به روی خزان ماست)

۱۳

صائب گه مناظره از مور عاجزیم

گردون اگر چه عاجز تیغ زبان ماست

۱۴

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: ماستقافیه: ـان۱۴ از ۱۴ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«ماست» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. ماستماست
  2. استماست
  3. ماماست
  4. ایمماست
  5. ماماست
  6. سبکرویماست
  7. عشقماست
  8. راماست
  9. منعماست
  10. تندروماست
  11. نگارماست
  12. عشقماست
  13. راماست
  14. عاجزیمماست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.