غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۷۲ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هشیار زیستن نه ز قانون حکمت است

در کارخانه ای که نظامش به غفلت است

۱

این کنج عزلتی که گرفته است شیخ شهر

در چشم اهل دید کمینگاه شهرت است

۲

بند از دهان کیسه گشودن، نه از زبان

ای خواجه در طریقه ما شکر نعمت است

۳

سوداگرست هر که دهد زر به آبروی

آن کس که بی سؤال دهد اهل همت است

۴

دشت گشاده را نشود بستگی نصیب

سین سخا کلید در باغ جنت است

۵

از تیغ آفتاب گل و لاله رنگ باخت

شبنم هنوز مست شکرخواب غفلت است

۶

در کاسه سری که بود فکر آب و نان

چون آسیا همیشه پر از گرد کلفت است

۷

یک کشتی درست به ساحل نمی رسد

زین شورشی که در سر دریای وحدت است

۸

گوهر ز اشک ابر سرانجام می کند

صائب کسی که همچو صدف پاک طینت است

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: استقافیه: ـت۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. شهراست
  3. زباناست
  4. آبرویاست
  5. نصیباست
  6. باختاست
  7. ناناست
  8. رسداست
  9. کنداست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.