غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۱۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

باریکتر چرا نشوم از میان دوست؟

می بایدم گذشت ز تنگ دهان دوست

۱

هر کوچه کهکشانی و هر خانه مشرقی است

از فیض آفتاب ثریا فشان دوست

۲

نتوان به خامه دو زبان حرف دوست گفت

لب بسته ایم یکقلم از داستان دوست

۳

از گیرودار سبحه و زنار فارغ است

دستی که ماند در ته رطل گران دوست

۴

من کیستم که روی نتابم ازین مصاف؟

گردون زره شده است ز زخم سنان دوست

۵

باید به زخم چنگل شهباز تن دهد

چون بهله هر که دست کند در میان دوست

۶

یک موی در میان من و او نمانده است

پیچیده ام چو تاب به موی میان دوست

۷

سنگ نشان ز حالت منزل چه آگه است؟

از دیر و کعبه چند بپرسم نشان دوست؟

۸

عاشق به کعبه حاجت خود را نمی برد

خاک مرا عشق بود آستان دوست

۹

بر هر که دست می زنم از دست رفته است

در حیرتم که از که بپرسم نشان دوست؟

۱۰

صائب زبان بگز که درین انجمن کلیم

تا دست و لب نسوخت، نشد همزبان دوست

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: دوستقافیه: ـان۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«دوست» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. دوستدوست
  2. استدوست
  3. گفتدوست
  4. استدوست
  5. مصافدوست
  6. دهددوست
  7. استدوست
  8. استدوست
  9. برددوست
  10. استدوست
  11. کلیمدوست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.