غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۰۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

زلف تو کشاکش به رگ جان من انداخت

رخسار تو اخگر به گریبان من انداخت

۱

حسن تو که چون کشتی طوفان زده می گشت

لنگر به دل و دیده حیران من انداخت

۲

سیماب کند سلسله گردن شیران

برقی که محبت به نیستان من انداخت

۳

یک حلقه کند سلسله عمر ابد را

تابی که میانش به رنگ جان من انداخت

۴

تا همت من دست به بازیچه برآورد

نه گوی فلک در خم چوگان من انداخت

۵

فانوس فلک دست ندارد به خیالش

آن شمع که پرتو به شبستان من انداخت

۶

صائب خم آن زلف گرهگیر به بازی

صد سلسله بر گردن ایمان من انداخت

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: من انداختقافیه: ـان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«من انداخت» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. انداختانداخت
  2. گشتانداخت
  3. شیرانانداخت
  4. راانداخت
  5. برآوردانداخت
  6. خیالشانداخت
  7. بازیانداخت

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.