غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۱۳ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آیینه خورشید دل بی هوس ماست

بیداری آفاق چو صبح از نفس ماست

۱

هر چند نفس آینه را تار نماید

روشنگر آیینه دلها نفس ماست

۲

لیلی که گران است بر او ناله مجنون

از حلقه به گوشان نوای جرس ماست

۳

چون شاخ پر از گل ز سر خویش گذشتن

با چهره خندان، ثمر پیشرس ماست

۴

گرگی که کشیده است به خون شیردلان را

امروز به صد خواری سگ، در مرس ماست

۵

تا هست بجا رشته ای از خرقه هستی

هر خار درین دامن صحرا عسس ماست

۶

هر چند چو نی هستی ما قالب خشکی است

بیداری این مرده دلان از نفس ماست

۷

دود از جگر طور به یک جلوه برآرد

این برق جهانسوز که در خار و خس ماست

۸

امروز حریصی که به اقبال قناعت

در ناخن شکر شکند نی، مگس ماست

۹

آن زنده دلانیم که دلهای گرانخواب

آسوده به امید صدای جرس ماست

۱۰

هست از می گلرنگ بهار طرب ما

هر جا که بود زاهد خشکی قفس ماست

۱۱

زنار رگ خامی ما چون رگ سنگ است

خورشید کباب ثمر دیررس ماست

۱۲

از بی ادبی نعمت آن حسن خداداد

درمانده تدبیر دل بوالهوس ماست

۱۳

صائب صله ای چشم نداریم ز خوبان

انصافی ازین سنگدلان ملتمس ماست

۱۴

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: ماستقافیه: ـس۱۴ از ۱۴ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. ماستماست
  2. نمایدماست
  3. مجنونماست
  4. گذشتنماست
  5. راماست
  6. هستیماست
  7. استماست
  8. برآردماست
  9. قناعتماست
  10. گرانخوابماست
  11. ماماست
  12. استماست
  13. خدادادماست
  14. خوبانماست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.