غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۷۱ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هر نخل مصیبت علم راهنمایی است

هر نوحه ازین قافله آواز درایی است

۱

دست تو اگر نیست نگارین ز علایق

این عقده هستی گره بند قبایی است

۲

تا در پی دنیای خسیس است دل تو

دل نیست در آغوش ترا، کاهربایی است

۳

هر چیز ز دنیای دنی رو به تو آرد

مغرور مشو، کز پی تنبیه، قفایی است

۴

رزق تو گر از خوان فلک شد غم روزی

غافل مشو از شکر، که این نیز غذایی است

۵

در هر چه به رغبت نگری راهزن توست

بر هر چه کنی پشت، ترا راهنمایی است

۶

خاری که درین مرحله بیکار نماید

از آبله پای طلب عقده گشایی است

۷

در مشرب جمعی که مهیای رحیلند

هر رنجش بیجای فلک، لطف بجایی است

۸

هر ناله و آهی که ز خود پیش فرستد

از خویش برون آمده را خانه خدایی است

۹

ما حوصله درد نداریم، وگرنه

هر درد که قسمت شود از غیب، دوایی است

۱۰

از فقر مکن شکوه که آزاده روان را

بی برگی ایام، عجب برگ و نوایی است

۱۱

صائب چه کند سینه خود را نکند چاک؟

با حوصله تنگ، غم عشق بلایی است

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: استقافیه: ـایی۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. علایقاست
  3. تواست
  4. آرداست
  5. روزیاست
  6. توستاست
  7. نمایداست
  8. رحیلنداست
  9. فرستداست
  10. وگرنهاست
  11. رااست
  12. چاکاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.